مثل دو تا قناری...

این شعر، به سبک ترانه سروده شده است

«مثل دو تا قناری...»

 

شب شده و قناری، با زخمای عمیقش/نشسته کنجِ زندون، بالا سرِ رفیقش

«منم منم بلند شو، بلند شو آی قناری/تا کی میخوای بخوابی، کفرمو درمیاری

منم رفیقِ راهت، شریکِ اشک و آهت/همون چراغِ روشن، تو شبای سیاهت

دلم گرفته پاشو، پاشو بشیم فراری/بریم پیِ عشقمون، مثل دوتا قناری

خودت به من میگفتی: دلم ازینجا خونه/اتاق سرد زندون، مثل قفس می مونه

یادمه هی می گفتی: پرنده پرنگیره/یه روز تو دستِ صیاد، جون می کنه می میره

حتی دیگه یه قطره بارون نداره دنیا/ابر اگه پر نگیره از توی دستِ دریا

یادمه هی می گفتی: گندم و آب نمیخوام/از گوشتِ بالِ مرغا، نون و کباب نمیخوام

حالا دیگه آماده م، آماده ی رهایی/پاشو بشیم فراری، پاشو بریم خدایی

تنت چه سرده انگار، سرما شده حریفت/ "ها" می کنم که وا شه یخِ تنِ نحیفت

قناری تا خودِ صبح، تنِ رفیق و "ها" کرد/با اون صدای لرزون، هی اسمشو صدا کرد

اما رفیقش انگار پر زده بود از اونجا/وای که دیگه قناری باید بمونه تنها

 

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
متعجب "سيد"

کاملا غیر منتظره!!! هم قالب... هم شعر... هم سبک... ماشاالله هنوز تو شکم که واقعا از ذوق شما برخواسته!!!

بپرتوقیف

عالی بود ... بقیه اش رو وقتی دیدمت بهت میگم

صبا

سلام جناب مویدی عالی بود.........