تو که قرآن خواندی...

«تو که قرآن خواندی»

 

تو که از عشق نوشتی تو که برهان خواندی

کعبه شش گوش شد آن لحظه که قرآن خواندی

چون عصا آمد و دریای پر از سحر شکافت

آیه ای را که تو با آن لب و دندان خواندی

رسم انسان شدن از خوی تو آموخت ملک

تا سر منبر نی سوره ی انسان خواندی

غزل موی سیاهت چه سپیدست، سپید

می شود هر غزلی را که پریشان خواندی

آه؛ برخیز و ببین پای ضریحت غوغاست

به چه ذکری تو برین پیکر بی جان خواندی

/ 5 نظر / 3 بازدید
محمد میرزایی

سلام و عرض ادب. با غزلی به روزم ... موفق و سربلند باشید.

به یادش و به یاریش

سلام و عرض ادب چون عصا آمد و دریای پر از سحر شکافت آیه ای را که تو با آن لب و دندان خواندی ... احسنت! طبع تان روان

مریم

سلام دوست من وبلاگ خوبی داری مطلب آخریت جالب بود بیا یه سری به من بزن وبلاگتو تو سایت من ثبت کن تا ادرستو داشته باشم بهت بتونم سر بزنم

سید مرتضی رهبری

برادر عزیزم علی آقا همیشه میام و یه سری به اینجا میزنم،ولی تا همین چند روز قبل هر دفعه میومدم همیشه با همون مطالب قدیمی برخورد داشتم. برا همینه که پای یه شعر 20تا نظر میخوره،ولی یه شعر به این خوبی چند روز بدون نظر میمونه بنده خدا. این از گلایه دیر آپدیت کردن واما در مورد شعر فقط میتونم بگم خوبه،نظر دیگه ای ندارم چون نمیتونم بگم.میترسم باز قاطی کنی که چرا در مورد چیزی که بلد نیستم نظر میدم... یا حق

سروناز

سلام دوست عزیز مطلبت رو خوندم اگر دوست داشتی بیا وبلاگم مطالب من رو هم بخون یک وبلاگ راه انداختم بازدیدش بد نیست اگر دوست داشتی با هم تبادل لینک کنیم البته وبلاگم رو تازه راه انداختم ولی سعی می کنم مطالبش رو اختصاصی کنم منتظرت هستم دوستدارت سروناز niniweb.blogfa.com