این امانت...

تقدیم به سیدة النساء العالمین فاطمة الزهراء سلام الله علیها:

 

این امانت که روی دوش علیع ست، جانِ دنیای ماست، ای مردم

آسمان و زمین چه می فهمند؟ راز رازِ خداست ای مردم

همه خاموش، شب رسید از راه، بغض ها در گلو، غضب در مشت

زیر لب باید از حقیقت گفت، به خدا این بلاست ای مردم

شهرِ ما شهرِ ابرهای سیاه، شهرِ ماهی که در خسوف شده

باید اینجا نماز وحشت خواند، مسجد اما کجاست؟ ای مردم

مسجد جبرئیل در آتش، چاه دیوان پر از صدای سرور

لب به هم می نهم که این قصه، قصه ای آشناست ای مردم...

همه خاموش، شب رسید از راه، سالها انتظار خواهد بود

فجرِ خورشید و لحظه ی فریاد، بعدِ این سالهاست ای مردم

 

/ 8 نظر / 8 بازدید
niloofar

سال نو مبـــــــــــــــــــــــــــــارک اميدوارم در سال 94 به همه ي آرزوهاتون برسين![گل][گل][گل]

حسین

شعر پر مغز و پر معناییست.معلومه با دقت سروده شده؟,اجرتون با خود بی یی.

طلبه جوان

شعرتون عالیست, سرودن شعر برآی بی بی سخته ولی این شعر بسیار لطیف و دقیق است,خدا خیرتان بدهد.

ح.ب.ی.ب

زیر لب باید از حقیقت گفت،به خدا این بلاست ای مردم... بلایی همه زمانی و همه مکانی..، ... خصوصیت این شعر، جنبه ی بیدار کنندگی اونه...اتفاقاتی که نظائرش همیشه و همه جا هس.

به یادش و به یاریش

زیر لب باید از حقیقت گفت، به خدا این بلاست ای مردم سلام و احترام و احسنت در سال جدید طبع تان روان تر و توفیقات تان افزون

نسیم پریشان

درودها برشما شاعر ارجمند

بیاتانی

سلام و ارادت لذت بردم برادر

کاروان دل

سلام و عرض ادب خدمت دوست عزیز طیب الله، شعر روان و زیبایی است. ان شاء الله مأجور باشید. فقط یک نکته به ذهنم می رسد که عرض کنم و آن انتخاب وزن شعر است. در این سالها شعرا در بعضی از وزن ها خیلی کار کرده اند و به نوعی برای مخاطب طروات و تازگی ندارد، ولی وزن های بسیاری هستند که کمتر مورد استفاده قرار گرفته اند و می توانند زمینه ساز خلق مضامین بدیع نیز باشند. ارادتمند...