عمر حاکم بلند (سبد کالا گوارایمان باد)

به افتخار سبد کالا سرودم این مثنوی را:

 

سبد می دهندم خدایا سپاس

بزرگی کند بر تنم این لباس

اهالی؛ خران را دُم آورده اند

بهشتی پر از گندم آورده اند

سبُک مرغمان رفته غاز آمده

کبوتر به آغوش باز آمده

عسل می دهد گاومان جای شیر

گوزنی قوی زاده یک میش پیر1

به لب توبه دارند و در دل امید

به سجاده گرگانِ دندان سپید

بیا آدما! ای پدر جدِ پیر

بهشتی به پا شد پس از زمهریر...

ازین پس شکایت گران مشرکند

سرِ مردم و عمرِ حاکم بلند

تن شاکیان سهمِ شیرانِ نر

ز پس مانده اش هم سگان بهره بر

درین محکمه شیرها قاضی اند

سگان هم ازین وضعیت راضی اند

شکمهایمان جملگی سیر شد

اهالی؛ عدالت فراگیر شد

الهی که این سفره هر سال باد

زبانِ شکایت گران لال باد

نبیند زمین حاکما! آه تو

دعای گدایان به همراه تو...

 

--------------------------------------

1. معنای بیت: یک میش پیر، گوزنی قوی زاییده است. زاینده میش است نه گوزن!

/ 22 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مویدی

السلام... بنده هم عرض نکردم که بیت غلط‌ه و من می‌خوام تصحیحش کنم. منظورم این بود که سعی کردم ببینم می‌شه با ویرگول کاری کرد که نیازی به اون توضیح نباشه و فاعل و مفعول بدون «را» مشخص بشه؛ که دیدم ویرگول رو هر جایی بذارم باز هم می‌شه به هر دو مفهوم تعبیر بشه! در مورد قافیه‌ی اون بیت هم باید بگم که اون‌طور که من شنیدم و اطلاع دارم (و البته ممکن‌ه شنیده‌ها و اطلاعات من اشتباه یا ناقص باشه)، توی کلماتی که از چند بخش تشکیل شدن قسمت‌های مشابه رو باید حذف کرد و مابقی قافیه رو تشکیل می‌دن؛ و فکر می‌کنم این‌جا «ند» آخر دو تا فعل جزئی از قافیه محسوب نمی‌شن و مابقی هم خب با هم متناسب نیستن! این بند قبل رو با توجه به جوابتون نوشتم، اما الآن که اومدم نظر رو بذارم دیدم شما اون بیت رو خیلی خوب تغییر دادین! پ.ن. من آدم پرچونه‌ای هستم و عموما نظراتم طولانی‌ه. شما خودتون رو اذیت نکنین. ...والسلام

داشت

به زهرات رحم کن با حال گفتی اما زود گفتی چون ما عادت داریم به نوش دارو بعد مرگ سهراب داش اسفندیار

قاسم

سلام حاجی جان چقد سگ و شیر داشت!

عباس احمدی

ُسلام شعر خوبی بود. ممنون از دعوتتون

سید مرتضی رهبری

سلام رفیق با عرض معذرت که اینقد دیر کامنت گذاشتم حقیقتا یه هفته ست اینترنت گرفتم (مبین نت آنتن نمیداد شاتل گرفتم)[نیشخند] جالب بود آقا جالب بود واقعا نیازه شاعرانی که هرازگاهی نیش و کنایه بزنن با شعراشون در جواب دوست شفیقم رباط جان هم باید گفت که زبان شعر زبان دیگریست مقاله اقتصادی که قرار نیست ارائه بشه یه شعر و یه عذوبت و شیرینی و یه معنای پر حرف خوب بود در کل

سید مرتضی رهبری

در ضمن جام و مدام هم اونقد از رونق افتاد و بیکار شد که دیگه الان هر کاریش میکنم موتورش روشن نمیشه باید موتورشو تعویض کنم سخن نو آر..که نو رو حلاوتی دگر باید

یه شاکی خصوصی

بدبخت دولت هر لطفی به ملت کند باز هم مردم شاکیند چه سبد کالا بدهد چه ندهد خوب و بد باز هم میگویند زبانت لال باد

ایمانی راد

سلام.ایام به کام. شهادت بی بی تسلیت.خواندم و تحسین کردم. یادش بخیر جمع آیات. با فراوان تاخیر حال مادر چطور است؟

قاسم صرافان

سلام خوبه ایشالا بهترم میشه موید باشید به روح القدس ایشالا