قصه هایم قصه های رفته از یاد است...

ای همسایه...
نظرات ()

تقدیم به شهید مدافع حرم مهدی صابری، که همسایه اش بودیم و حالا زیر سایه اش هستیم:

 

کوچه سرما زد و پاییز شد ای همسایه

بی بهار تو غم انگیز شد ای همسایه

گفته بودی که به دیدار خدا خواهد رفت

چشمهایی که سحرخیز شد ای همسایه

ولی آن روز نگفتی که دو چشم تو هم...آه

بغض با سینه گل آویز شد ای همسایه

آسمان تو نمایان شده ای هم بازی

بازیِ خاک چه ناچیز شد ای همسایه

تا به دستان زمین قطره ای از خون تو ریخت

شهر از یاد تو لبریز شد ای همسایه




:: برچسب‌ها: غزل, مدافعان حرم, مهدی صابری
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٦/٧/٢۱
زمان : ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.