قصه هایم قصه های رفته از یاد است...

این امانت...
نظرات ()

تقدیم به سیدة النساء العالمین فاطمة الزهراء سلام الله علیها:

 

این امانت که روی دوش علیع ست، جانِ دنیای ماست، ای مردم

آسمان و زمین چه می فهمند؟ راز رازِ خداست ای مردم

همه خاموش، شب رسید از راه، بغض ها در گلو، غضب در مشت

زیر لب باید از حقیقت گفت، به خدا این بلاست ای مردم

شهرِ ما شهرِ ابرهای سیاه، شهرِ ماهی که در خسوف شده

باید اینجا نماز وحشت خواند، مسجد اما کجاست؟ ای مردم

مسجد جبرئیل در آتش، چاه دیوان پر از صدای سرور

لب به هم می نهم که این قصه، قصه ای آشناست ای مردم...

همه خاموش، شب رسید از راه، سالها انتظار خواهد بود

فجرِ خورشید و لحظه ی فریاد، بعدِ این سالهاست ای مردم

 




:: برچسب‌ها: غزل (آیینی), فاطمة الزهرا سلام الله علیها, شهادت
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۳
زمان : ٤:٠۳ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.