قصه هایم قصه های رفته از یاد است...

مثل دو تا قناری...
نظرات ()

این شعر، به سبک ترانه سروده شده است

«مثل دو تا قناری...»

 

شب شده و قناری، با زخمای عمیقش/نشسته کنجِ زندون، بالا سرِ رفیقش

«منم منم بلند شو، بلند شو آی قناری/تا کی میخوای بخوابی، کفرمو درمیاری

منم رفیقِ راهت، شریکِ اشک و آهت/همون چراغِ روشن، تو شبای سیاهت

دلم گرفته پاشو، پاشو بشیم فراری/بریم پیِ عشقمون، مثل دوتا قناری

خودت به من میگفتی: دلم ازینجا خونه/اتاق سرد زندون، مثل قفس می مونه

یادمه هی می گفتی: پرنده پرنگیره/یه روز تو دستِ صیاد، جون می کنه می میره

حتی دیگه یه قطره بارون نداره دنیا/ابر اگه پر نگیره از توی دستِ دریا

یادمه هی می گفتی: گندم و آب نمیخوام/از گوشتِ بالِ مرغا، نون و کباب نمیخوام

حالا دیگه آماده م، آماده ی رهایی/پاشو بشیم فراری، پاشو بریم خدایی

تنت چه سرده انگار، سرما شده حریفت/ "ها" می کنم که وا شه یخِ تنِ نحیفت

قناری تا خودِ صبح، تنِ رفیق و "ها" کرد/با اون صدای لرزون، هی اسمشو صدا کرد

اما رفیقش انگار پر زده بود از اونجا/وای که دیگه قناری باید بمونه تنها

 

 




:: برچسب‌ها: ترانه
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱/۱٧
زمان : ٧:۳۸ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.