قصه هایم قصه های رفته از یاد است...

چندی پس از زمستان (به مناسبت نهم دیماه)
نظرات ()

امروز نهم دیماه است. روز جریان گرفتن خون در رگ های پیکر انقلابی ملت. چه حال و هوای عجیبی داشت آن روزها. برای جوانانی که ایرانِ به رنگ پهلوی را استشمام نکرده اند یا الهه ی قدرت طلبیِ بعضی ها، سوت خمپاره ها را برایشان لای لای نکرده است، دیدن آن صحنه ها تجربه ای بود انقلابی و چه تجربه ای؟! آه که چه مظلومند میشان بی دست و پا، و چه خونخوارند گرگانِ پنجه در خاک کرده، اما در این میان چه خطرناک و ترسناکند گرگانِ در لباس میش. در انقلاب و جنگ،ملت با گرگان جنگیدند و میشها را رهایی دادند. و چه خوب جنگیدند. اما نهم زمستان 88، جنگی بود نابرابر بین ملت و گرگان در لباس میش رفته. نمی شد فهمید کدام گرگ است و کدام میش. اما دستان بصیر ملت لباس تزویر را از تن خونخواران در آورد و دودمان نفاقشان را بر باد داد. روز 9 دی، روز جنگ با گرگان میش نما بود و چه جنگی بود...

 




:: برچسب‌ها: مقالک
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/٩
زمان : ٥:٥٢ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.