قصه هایم قصه های رفته از یاد است...

عیب می
نظرات ()

سرِ سجاده ام ای باده کنارم منشین

مگر ابلیس تو را زاده! کنارم منشین

خار دنیای بیابانی و سردم شده ای

شرم کن از گل سجاده کنارم منشین

لحظه ی پاکِ قنوت است رهایم کن، آه

لرزه بر دستِ من افتاده کنارم منشین

آفتم کرده ای آخر به تنت خواهم زد

مثل باغی که ثمر داده کنارم منشین...

ناگهان بانگ برآورد و چنین گفت سبو:

"عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو"1

 

 

------------------------------------

1. لسان الغیب حافظ شیراز




:: برچسب‌ها: غزل (عاشقانه), باده, حافظ
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/۳
زمان : ٢:۱۸ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.