قصه هایم قصه های رفته از یاد است...

پاییز
نظرات ()

به افتخار قدم رنجه ی پاییز:

 

بهارم من بهارم من، سراسر سبزه زارم من

ولی ای فصلِ پاییزی تو را هم دوست دارم من

همیشه سردی و زردی، ولی از پا نیفتادی

شکوه بی مثالت را به خاطر می سپارم من

 تمام برگ هایت را شتابان باد با خود برد

چه تنها مانده ای باید برایت گل بکارم من

 لبت خشک است و دستانت، پر از باران بخشنده

لبت را سبز خواهم کرد اگر روزی ببارم من

تو تنهایی و من تنها، بیا تا هم سفر باشیم

که تنها بی قراری تو، که تنها بی قرارم من




:: برچسب‌ها: غزل (عاشقانه), پاییز, بهار, بی قرار
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٢/٧/٩
زمان : ٧:۳٠ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.