قصه هایم قصه های رفته از یاد است...

عمر حاکم بلند (سبد کالا گوارایمان باد)
نظرات ()

به افتخار سبد کالا سرودم این مثنوی را:

 

سبد می دهندم خدایا سپاس

بزرگی کند بر تنم این لباس

اهالی؛ خران را دُم آورده اند

بهشتی پر از گندم آورده اند

سبُک مرغمان رفته غاز آمده

کبوتر به آغوش باز آمده

عسل می دهد گاومان جای شیر

گوزنی قوی زاده یک میش پیر1

به لب توبه دارند و در دل امید

به سجاده گرگانِ دندان سپید

بیا آدما! ای پدر جدِ پیر

بهشتی به پا شد پس از زمهریر...

ازین پس شکایت گران مشرکند

سرِ مردم و عمرِ حاکم بلند

تن شاکیان سهمِ شیرانِ نر

ز پس مانده اش هم سگان بهره بر

درین محکمه شیرها قاضی اند

سگان هم ازین وضعیت راضی اند

شکمهایمان جملگی سیر شد

اهالی؛ عدالت فراگیر شد

الهی که این سفره هر سال باد

زبانِ شکایت گران لال باد

نبیند زمین حاکما! آه تو

دعای گدایان به همراه تو...

 

--------------------------------------

1. معنای بیت: یک میش پیر، گوزنی قوی زاییده است. زاینده میش است نه گوزن!




:: برچسب‌ها: سبد کالا, نقد, مثنوی, لاطائلات آن مرحوم (طنز)
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢۳
زمان : ٢:۳٢ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.