قصه هایم قصه های رفته از یاد است...

تتبعات ادبی (گل آقا)
نظرات () | ادامه مطلب...

یکی از طنزهای دلنشین "گل آقا" که در انتقاد از نابسامانیِ آسفالت خیابانها نگاشته است را می توانید در ادامه ی مطلب بخوانید:

 

"تتبعات ادبی"

دیوان شاعر عرب «امروء الغیظ» را مطالعه می کردم که ناگهان چشمم افتاد به یک مصراع، چنان حظ و کیف و لذتی از آن بردم که دیدم حیف است خوانندگان را بی نصیب بگذارم...




:: برچسب‌ها: لاطائلات آن مرحوم (طنز)
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/٢۸
زمان : ۳:٠۸ ‎ب.ظ
فصل عزا تمام شد
نظرات ()

فصل عزا تمام شد اما چگونه من

پــیراهن عــزای تو را در بیاورم...

"حسن بیاتانی"




:: برچسب‌ها: تک بیت(آیینی)
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/٢۳
زمان : ٥:٢٢ ‎ب.ظ
غزل رضوی
نظرات ()

غزلی رضوی از زهرا بشری موحد. غزلی سرشار از احساس و عاطفه:

 

بر شانه های ضریحت تا می گذارم سرم را

انگار می گیری از من غوغای دور و برم را

حرفی ندارم به جز اشک، نه حاجتی نه دعایی

دست شما می سپارم این چشم های ترم را

من از جوار کریمه از شهر بانو می آیم

آقا بگو می شناسم همسایه ی خواهرم را

عطر هوای رواقت آهنگ هر چلچراغت

نگذاشت باقی بماند بغضی که می آورم را

حتی اگر دانه ای هم گندم برایم نریزی

جایی ندارم بریزم جز صحن هایت پرم را

هر بار مشهد می آیم انگار بار نخست است

هی ذوق دارم ببینم گلدسته های حرم را

 

نکته: با اضافه کردن بیت "من از جوار کریمه..." این غزل برای اهالی شهر مقدس قم گواراتر شده است.




:: برچسب‌ها: غزل (آیینی)
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٩
زمان : ٤:٥٦ ‎ب.ظ
و این بار رقاصه ها... (شب هفتم محرم 91 و حضور رقاصه ها)
نظرات () | ادامه مطلب...

واین بار رقاصه ها...

 

واین بار رقاصه ها می آیند که بهشت روی زمین را جهنم کنند اما نخواهند توانست...




:: برچسب‌ها: اعتراض
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٥
زمان : ۳:٥٠ ‎ب.ظ
به حرمت اربعین
نظرات ()

غزلی زیبا از علیرضا قزوه و یک رباعی دلنشین از سید حبیب نظاری به احترام اربعین سیدالشهداء ع :

 

یکی ز خیل شهیدان گوشه ی چمنش

سلام ما برساند به صبح پیرهنش

کسی که بوی هوالعشق می دهد نفسش

کسی که عطر هوالله می دهد دهنش

کسی که بین من و عشق هیچ حایل نیست

کسی که نسبت خونی ست بین عشق و منش

به غیر زخــــم کسی در رکاب او ندوید

و گریه های خدا مانده بود و عطر تنش

تمام دشت پر از زخم های عطشان بود

فرات پیرهنش بود و آسمان کفنش

فرشته گفت ببینید این چه آینه ایست

چقدر بوی هو النور می دهد سخنش

فرشته گفت ببینید! عرشیان دیدند

سری جدا شده لبخند می زند بدنش

به زیر تیغ تنش تکه تکه قرآن شــــد

مدینه مولـــد او بود و کربلا وطــنش

یکی ز گوشه نشینان زخم روشن او

سلام ما برساند به شام پیرهنش

"علیرضا قزوه"

****************************

«تقدیم به اسوه ی وفاداری اباالفضل العباس ع»

 

مرا دستی به پیکر باشد و تو...

دلــــی سبز و تناور باشد و تو...

نوشتم:«تشنگی» شرط ادب نیست

گــــلوی دفــــترم تر باشد و تو...

"سید حبیب نظاری"

 




:: برچسب‌ها: غزل (آیینی)
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٠
زمان : ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ
چندی پس از زمستان (به مناسبت نهم دیماه)
نظرات ()

امروز نهم دیماه است. روز جریان گرفتن خون در رگ های پیکر انقلابی ملت. چه حال و هوای عجیبی داشت آن روزها. برای جوانانی که ایرانِ به رنگ پهلوی را استشمام نکرده اند یا الهه ی قدرت طلبیِ بعضی ها، سوت خمپاره ها را برایشان لای لای نکرده است، دیدن آن صحنه ها تجربه ای بود انقلابی و چه تجربه ای؟! آه که چه مظلومند میشان بی دست و پا، و چه خونخوارند گرگانِ پنجه در خاک کرده، اما در این میان چه خطرناک و ترسناکند گرگانِ در لباس میش. در انقلاب و جنگ،ملت با گرگان جنگیدند و میشها را رهایی دادند. و چه خوب جنگیدند. اما نهم زمستان 88، جنگی بود نابرابر بین ملت و گرگان در لباس میش رفته. نمی شد فهمید کدام گرگ است و کدام میش. اما دستان بصیر ملت لباس تزویر را از تن خونخواران در آورد و دودمان نفاقشان را بر باد داد. روز 9 دی، روز جنگ با گرگان میش نما بود و چه جنگی بود...

 




:: برچسب‌ها: مقالک
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/٩
زمان : ٥:٥٢ ‎ب.ظ
ماه زمستانی
نظرات ()

«ماه زمستانی»

امشب چه دلگیرم من از سرمای این ماه

نامهربانی های بی مــــعنای این مـــاه

می لرزم و دندان به هم می سایم انگار

پایان نمی یابد شب یـــــلدای این مـــاه

بر زخم بی درمان نمک می پاشد این سوز

آه از نـــمک نشناسیِ شب های این ماه

بــــی زارم از دنیای بی باران و ابـــــری

بــــیگانه ام بـــــیگانه با دنیای این ماه

دل کـــندم از گرمای تو، خــورشید فردا

دیگر نمی بینم تو را هــــمتای این ماه

خود را نشانم داد و سردی کرد و افسوس...

من ماندم و سرمای تن فرسای این ماه

این شب گذشت از من ولی دردش...بماند

می ترسم از فردا و پس فردای این ماه

 

نکته: تعیین مصداق این "ماه" باشد برعهده ی مخاطب.




:: برچسب‌ها: غزل (عاشقانه)
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/٥
زمان : ٩:٤۳ ‎ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.