قصه هایم قصه های رفته از یاد است...

ای فاطمه جان...
نظرات ()

یک رباعیِ ناچیز تر از ناچیز تقدیم به فاطمه معصومه سلام الله علیها:

 

بر جسم جهان اگر که جان افتاده ست

چون نقشِ تو بر زمین آن افتاده ست

خورشید هم ای فاطمه جان تصویری ست

کز گنبدِ تو بر آسمان افتاده ست




:: برچسب‌ها: رباعی (آیینی), حضرت معصومه
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٤/٥/٢٦
زمان : ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ
مسافر...
نظرات ()

می کشم آه و نگاهی سوی در دارم ولی...

بارها گفتی "من از حالت خبر دارم" ولی...

رفتی از دستم مسافر، مقصدت اما کجاست؟

چند سالی می شود قصدِ سفر دارم ولی...

آن شبِ با هم نشستن را به یاد آورده ام

گفتم "امشب در اتاقم قصرِ زر دارم" ولی

حسِ یک فرزندخوانده در درونم رخنه کرد

او که می گوید "ببین من هم پدر دارم" ولی...

دستِ عقلم سوخته، هر روز می نالد که من

دست ازین معشوقِ زیبا روی بردارم ولی...




:: برچسب‌ها: غزل (عاشقانه), مسافر
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٤/٤/٢٤
زمان : ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ
مادرم
نظرات ()

 

 

پس از سالهای سال، تحملِ رنج و درد ناشی از امراض گوناگون، و به دوش کشیدن زجر یکی از بی رحم ترین انواع سرطان، مادرم دیروز از دنیا رفت...

 

"برایش دعا کنید"




:: برچسب‌ها: مادر
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٤/۳/۱٤
زمان : ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ
آیت الله نمر
نظرات ()

تقدیم به شیعه ی مجاهد، آیت الله نمر باقر النمر، عالم مبارزی که اعراب جاهلی حکم اعدامش را صادر کردند:

 

وای بر ما

اگر گلوی تو را، طناب به دستانِ یهودی

یهودیانِ وهابی

بفشارند؛

وای بر ما

که گلوی تو گلوی شیعه است... 





:: برچسب‌ها: آیت الله نمر, حکم اعدام, مجاهد, شیعه
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٤/٢/٢٤
زمان : ٤:۳٤ ‎ق.ظ
دری وری...
نظرات ()

سه دو بیتی طنز:

 

کمی هم در پىِ حال و هوس باش

رها کن آسمان را، در قفس باش

منم شیرین ترین فرهادِ عالم

بیا ای عشق امشب را مگس باش

 

------------------------------------

 

چه زخمی بر دلم افتاد آن روز

نبوسیدم تو را -ای داد- آن روز

دلیلش تا ابد در سینه ام ماند

دهانت بوی بد می داد آن روز

 

-----------------------------------

 

بیا دست از بدی بردار، برگرد

لجاجت را زمین بگذار، برگرد

گل آوردم رهایم کردی ای دوست

علف آورده ام این بار، برگرد

 

"با عرض پوزش بابت این سبک بازی"




:: برچسب‌ها: طنز, دوبیتی, عشق
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۱۸
زمان : ٥:٥٥ ‎ب.ظ
این امانت...
نظرات ()

تقدیم به سیدة النساء العالمین فاطمة الزهراء سلام الله علیها:

 

این امانت که روی دوش علیع ست، جانِ دنیای ماست، ای مردم

آسمان و زمین چه می فهمند؟ راز رازِ خداست ای مردم

همه خاموش، شب رسید از راه، بغض ها در گلو، غضب در مشت

زیر لب باید از حقیقت گفت، به خدا این بلاست ای مردم

شهرِ ما شهرِ ابرهای سیاه، شهرِ ماهی که در خسوف شده

باید اینجا نماز وحشت خواند، مسجد اما کجاست؟ ای مردم

مسجد جبرئیل در آتش، چاه دیوان پر از صدای سرور

لب به هم می نهم که این قصه، قصه ای آشناست ای مردم...

همه خاموش، شب رسید از راه، سالها انتظار خواهد بود

فجرِ خورشید و لحظه ی فریاد، بعدِ این سالهاست ای مردم

 




:: برچسب‌ها: غزل (آیینی), فاطمة الزهرا سلام الله علیها, شهادت
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۳
زمان : ٤:٠۳ ‎ب.ظ
گاهی...
نظرات ()

ژولیده می بینم درختانِ سرت را

باید یکی جارو کند دور و برت را

بوی نفس هایت چرا دودیست؟ ای وای

بگذار تا یک شب ببینم مادرت را!

یک دست را در جیبمان کردی، نگفتی

اسرار نا پیدای دست دیگرت را

گاهی برایم بلبلی آوازخوانی

گاهی برویم می گشایی عرعرت را

اینجا پر است از مردی و نامردی انگار

بگشوده ای بر هر کس و ناکس درت را

تن پوش نارنجی به تن، می آیم ای شهر

باید بشویم بند بند پیکرت را...

 




:: برچسب‌ها: طنز, آلودگی شهر, لاطائلات آن مرحوم (طنز)
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٠
زمان : ٦:٢٢ ‎ب.ظ
یک رباعیِ نبوی...
نظرات ()

یک رباعی تقدیم به پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه و آله:

 

ای سردیِ چشمه سار و ای گرمیِ روز

ای آتش عشقِ نابِ تو عالم سوز

زرد است درخت سمیِ فتنه گران

تا گنبدِ گیتی از تو سبز است هنوز...

 





:: برچسب‌ها: رباعی (آیینی), پیامبر ص, پاسخ به توهین
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢
زمان : ٩:٥٦ ‎ق.ظ
عیب می
نظرات ()

سرِ سجاده ام ای باده کنارم منشین

مگر ابلیس تو را زاده! کنارم منشین

خار دنیای بیابانی و سردم شده ای

شرم کن از گل سجاده کنارم منشین

لحظه ی پاکِ قنوت است رهایم کن، آه

لرزه بر دستِ من افتاده کنارم منشین

آفتم کرده ای آخر به تنت خواهم زد

مثل باغی که ثمر داده کنارم منشین...

ناگهان بانگ برآورد و چنین گفت سبو:

"عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو"1

 

 

------------------------------------

1. لسان الغیب حافظ شیراز




:: برچسب‌ها: غزل (عاشقانه), باده, حافظ
نویسنده : علی مویدی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/۳
زمان : ٢:۱۸ ‎ب.ظ




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.